حقیقتاً هم شهدای شما، هم خانواده‌ها، ‌پدران، مادران و فرزندان آنان، حق بزرگی بر گردن همه‌ی ملت ایران دارند. این شهدا امتیازاتی دارند؛ یکی این است که اینها از حریم اهل بیت در عراق و سوریه دفاع کردند و در این راه به شهادت رسیدند...
صفحه اصلی » شهدای مدافع حرم » ایرانی » شهید علی رضا قلی پور ـ فارس
منتشر شده در ۲۱ آذر ۱۳۹۵ | دسته : ایرانی

شهید علی رضا قلی پور ـ فارس

اندازه قلم

معرفی شهید

نام و نام خانوادگی: علی رضا قلی پور

نام پدر: غلام حسین

محل تولد: قیر فارس

تاریخ تولد: ۶۴/۲/۵

تاریخ شهادت: ۹۴/۹/۶

محل شهادت: حلب، سوریه

محل دفن: قیر فارس

وصعبت تاهل: متاهل

تعداد فرزندان: ۲



زندگی نامه

 همزمان با اربعین حسینی پیکر شهید علیرضا قلی پور، اولین شهید مدافع حرم حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) شهرستان قیروکارزین با حضور سردار زارع جانشین فرماندهی منطقه یکم نیروی دریایی سپاه، مسئولان شهرستان و اجتماع چند هزار نفری مردم تشییع گردید.



وصیت نامه

وصیت شهید به همسرش:
سعی کن فاطمه و ریحانه را طوری تربیت کنی که با فهمیدن و درک واقعی معنی حجاب ،حجاب را رعایت کنند،
همچون که خودت برای بنده و آشنایان آینه حجاب بوده و هستی و به شما افتخار میکنم.
حلالم کن
خیلی اذیتت کردم.
خیلی ناراحتت کردم.
خیلی زحمت کشیدی، نتوانستم جبران کنم .
دست و بالم خالی از هرگونه عمل صالح است. برایم دعا کن، طلب مغفرت کن.
به دوستان هم سفارش کن، خصوصا به پدر ومادرم، همیشه از طرف من دست آنان را ببوس، همچنان که خودم این کار را میکردم.

وصیت شهید به دختر شش ساله:
فاطمه جان سلام
بابا جان! خیلی دوست دارم،
درسهایت را مرتب بخوان و به حرف مادرت گوش کن.
نماز و حجاب یادت نره،
یادت نره که وقتی  چادر به سر میکردی خوشکل و ناز میشدی،
همیشه به یادت هستم،
تو هم به یاد من باش باباجونی.

وصیت شهید به دختر هشت ماهه خود:
ریحانه خانم سلام
همیشه بهت میگفتم قربونت بشم بابایی.حالا وقتی بزرگ شدی و تونستی بخونی و بنویسی،
بدون که تو رو هم خیلی دوس دارم . سفارشهایی که به آبجی بزرگت کردم رو فراموش نکنید.



خاطرات و گزارشات

نزدیک یک هفته بود که سوریه بودیم.
موقع ناهار و شام که می شد علیرضا غیبش می زد.
بهش گفتیم: مشکوک میزنی علیرضا، کجا میری؟
گفت: وقتی شما مشغول ناهار خوردن هستین،
من میرم به فاطمه و ریحانه ( دختر شش ساله و هشت ماهه اش ) زنگ میزنم…

 

شبها نمازشب می خوند.
اولین نفر بود که بلند میشد اذان می گفت و نماز جماعت برگزار می کرد.
استاد قرآنمون بود. شبها می یومد و می گفت بیایم سوره ذاریات بخونیم

 

علیرضا آماده شد بریم عملیات
توی راه یکی از بچه ها بهش آجیل تعارف کرد .
علیرضا گفت: من فقط بادام می خورم،
می خوام وقتی دشمن حمله کرد، کم نیارم…

 

جمعه ظهر (۶ آذر ۹۴ ) توی سنگر بودیم. اگر ایستاده نماز می خوندیم دشمن ما رو میزد.علیرضا نمازش رو بصورت نشسته توی سنگر ما خوند. ده الی بیست دقیقه بعد از نماز ظهر بود که تیر خورد بالای چشم چپش، با اینکه کلاه سرش بود تیر از کلاه رد شد و پیشونی اش رو شکافت…
سریع سوار ماشینش کردیم ، هنوز نبضش میزد و داشت خس خس می کرد. توسل کردیم به حضرت زهرا ، اما علیرضا انتخاب شده بود و فدای زینب سلام الله علیها شد…
وقتی می خواستیم دفنش کنیم انگار به خواب رفته بود. آرامش توی چهره اش موج میزد…



 دیکر رسانه ها

مراسم استقبال باشکوه مردم شهرستان قیروکارزین ازشهیدمدافع حرم علیرضا قلی پور

 حاشیه های تشییع پیکر مطهر شهدای گمنام در قیروکارزین

دیدار فرمانده نیروی دریایی سپاه با خانواده شهید علیرضا قلی پور

تصاویر مراسم تشییع



فیلم شهید مدافع حرم



تصاویر شهید مدافع حرم

 

مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *